تبليغاتX
آری ،اغاز ،دوست داشتن است  گرچه پایانِ راه نا پیداست  من دگر به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ساز بی کسی
ساز بی کسی

ناباورانه

می هراسم که بگویم ،که بنالم، از عشق از غم از تو ،می هراسم که باز محکوم ، به رفتن شوم ،به جایی دورتر  تاریکتر ، محکوم به فرو بردن بغضی شکسته ، هراس از باز بی تو بودن ، باز مرده بودن... و انگاه که بودن و نبودن یکیست ، اه  تمام میکنم غم ، هزار و یکیست 



نوشته شده توسط عاشق خاکی تاریخ جمعه 12 خرداد1385 و ساعت 0:41

|+|

http://netlove.blogfa.com